على محمدى خراسانى
330
شرح رسائل (فارسى)
را حدس زده يعنى در حقيقت فتاواى معروفين عصر يا اعصار را تتبع كرده سپس با خود گفته : لابد نظر غير معروفين هم همين است پس مسئله اتفاقى است سپس گفته : لابد رأى هم همين است . حال اگر مرادشان اين باشد خواهيم گفت اين نيز حجيت ندارد زيرا اگرچه تصادفا در مواردى اتفاق المعروفين با اتفاق ديگران و رأى امام منطبق درآيد و حدس ناقل صحيح باشد ولى ملازمهء عاديه وجود ندارد كه براى هركسى از اتفاق المعروفين حدس قطعى به اتفاق ديگران و سپس حدس بقول امام حاصل شود به ويژه با توجه به اينكه در موارد فراوانى معروفين يك عصر يا اعصار و بلكه همهء فقهاء يك عصر بر امرى متفق شدهاند ولى فقهاء غير معروف و فقهاء اعصار قبل در آن امر مخالفت كردهاند و فتواى ديگرى دادهاند و رسالهء ما جاى ذكر يك دهم آن موارد را هم ندارد پس استلزام عادى نيست و اتفاقى هم ارزشى براى ديگران ندارد . تبصرة : آرى اتفاق المعروفين مىتواند يك امارهء ظنيه باشد بر اتفاق الكلّ يعنى اگر در عصرى مشاهير عصر بر حكمى اجماع كردند ما احتمال قوى مىدهيم كه غير معروفين هم رأيشان همين باشد چون غالبا چنين است كه اگر در مسألهاى فقهاء اين عصر متفق بودند فقهاء عصر قبل هم موافقند و بلكه گاهى از اين اتفاق معروفين با همهء علماء عصر واحد مىتوان علم پيدا كرد به اتفاق الكل به ضميمه امارات خارجيه از قبيل موافقت آيه يا روايت معتبره ولى تمام اينها از محل بحث خارج است كلام در اينست كه از خود اجماع حدس به رأى معصوم بزنيم و ملازمهء عاديه باشد كه در اين موارد نيست . و شبيه همين استفادهء اتفاق الكل از اتفاق معروفين است استفادهء اتفاق الكل از اتفاق جماعتى از فقهاء در اثر حسن ظن و اعتقاد كامل به آنها كه سخن آنها را وحى منزل مىداند اين هم اتفاقى است و گرنه